کار و درس

سلام و درود

پ ۱ : دانشجو بودن و عدم احتیاج مالی

2 پسندیده

کار توی شرکت یه سری مزایا داره و یه یه سری معایب. تجربیات خودمو میگم.

کار در شرکت:

pros:

کار در شرکت باعث میشه آدم متمرکز‌تر کار کنه. کمتر از این شاخه به اون شاخه بپره.
حضور در جمع، باعث میشه با چیزهای جدید آشنا بشه.

cons:

باعث میشه مدت زمان زیادی درگیر یه چیز مسخره بشیم. مثلا ۴بار استایل سایت رو تغییر بدیم. در حالی که اتفاقات خفن‌تری میتونه توی کد نویسی front-end یا back-end برامون پیش بیاد و واقعا یه چیزی یاد بگیریم.
مجبور به استفاده از تکنولوژی‌هایی هستیم که اونا بهمون میگن (و معمولا احمقانست). نمیتونیم چیز جدید تجربه کنیم.
آخرش با همون حقوق پاره‌وقت و کار‌آموزی استخداممون میکنن چون از اول به چشم کسی که چیزی بلد نیست بهمون نگاه کردن.
بخش زیادی از حقوق دریافتی خرج رفت و آمد و خورد و خوراک میشه (البته حقوق ماهی ۲تومن خوبه)
زمان زیادی صرف کارهای بیهوده و اعصاب خورد کن میشه. مثلا «پر کردن فورم عملکرد روزانه».

یادگیری در خانه

pros:

میتونیم تجربیات جدید داشته باشیم. پروژه‌هایی رو برای تست انجام بدیم و فقط بخش اصلی کار رو بسازیم.
میتونیم نتیجه‌ی کارمون رو روی github/gitlab بذاریم و رزومه میشه.
از اونجایی که مجبوریم کلّ پروژه رو خودمون بزنیم، توی بخشهای جانبی کارمون هم مهارت پیدا میکنیم. (مثلا من back-end کار هستم و مجبور میشم front-end هم کار کنم)
مدیریت زمان دست خودمونه. میتونیم بین کار و مطالعه، مدیریت بیشتری داشته باشیم.

cons:

ممکنه زمان زیادی به بطالت بگذره.
رزومه‌ای که به دست میاریم، ممکنه برای بعضی شرکتها قابل قبول نباشه و فقط دنبال سابقه‌ی کار باشن.

6 پسندیده

بدون شک کار کردن بهتره ! بنظر من صد سالم کتاب بخونید اما در پروژه واقعی نباشین چیزی یاد نگرفتین

به نظرم در خانه شروع کنید به یادگیری و یک پروژه واقعی بلند مدت رو استارت بزنید که نیازی رو رفع کنه و کد باز باشه و روزمه شما قوی بشه

4 پسندیده

به نظر من جفتش میتونه خوب باشه،‌ خیلی ها هستن که با دانشگاه رفتن و درسای دانشگاه خوندن به قدری قوی میشن که نمیشه فکرشم کرد که ادم با چند سال کار به اون لول برسه خیلیام هستن که اصلا دانشگاه رو بدرد نخور میبینن، این خیلی بستگی داره که شما چجور آدمی هستین!‌ خیلی آدم ها هستند که تا وقتی تو جوی نیوفتن و مجبور نباشن کاری رو انجام نمیدن! برای این دسته افراد به نظر من کار بهترین گزینه برای یادگیری هستش. بار ها دیدم دوستان خودم رو که خیلی دوست داشتن چیزیو یاد بگیرن ولی چون اونقدر نمیتونستن خودشونو متمرکز کنن و نمیتونستن برنامه ریزی درستی داشته باشن وقتشون به بطالت میرفت و در نتیجه هیچ چیزی یاد نمیگرفتن و هیچ آمدی نداشت کارشون!‌ برای این دسته افراد همونطوری که گفتم به نظرم بودن تو محیط کار حتی در صورتی که هیچ چیزی هم بلد نباشن عالیه! چرا که تو اون محیط چیزایی رو یاد میگیرن که شاید اگه به خودشون باشه هیچوقت نمیرن سمتش … یا این که یه سری افراد هستن که اگر برنامه های زندگیشون خیلی زیاد بشه گیج میشن و نمیتونن هیچکدوم رو درست انجام بدن…
یه دسته افراد دیگه هستند که خیلی منظمن برای همه چیشون برنامه دارن و کاراشون رو اصوله یا میتونن خودشونو مدیریت کنن و چیزای جدید یاد بگیرن و کارای خودشونو جلو ببرند اینا شاید با ورود سریع به کار یکم از اون روندی که دارن عقب بیوفتن و علمشون کند تر و کند تر افزایش پیدا کنه (یه جوری کار دستو پاشونو بگیره) یا مثلا یه سری افراد هستن که اصلا علاقه شدیدی به علم دارن نه عمل(!) گاهی اوقات ورود به بازار کار برای اینا باعث میشه که وقتشون گرفته شه و نتونن وقت بذارن و علم و تکنولوژی های جدید رو شخم بزنن(!) که خوب به نظر من این افراد میتونن یه تایمی به خودشون بدن و بعد از درس وارد شن!
در کل شاید خیلی بستگی به آدمش داره که چی بدردش میخوره و چی نمیخوره! گاهی اوقات کارای اوپن سورس و عام المنفعه کردن خیلی خوبه واسه یه نفر و باعث میشه خلاقیتش بمونه و اون کاریو بکنه که دوست داره و گاهی اوقات رفتن سراغ این کارا یعنی دور خود چرخیدن!
این بحثای جک ما هم میتونه جالب باشه.

2 پسندیده