راه حل های کنار اومدن با تکنولوژی های که دوستشون ندارین


#1

سلام درود به همه ی قهرمانا
یکم پیش زمینه
من به خاطر اینکه که چند تا از درسامو این ترم افتادم :tired_face::tired_face: به احتمال زیاد مجبور میشم درس برنامه نویسی پیشرفته که توی دانشکده ی ما با #c :expressionless::expressionless: ارائه میشه رو بردارم(استادمون علاقمند به بازیسازی با unity هست ونظرش رو عوض نمی کنه ) و خب من خیلی مایکروسافت رو دوست ندارم و به بازیسازی هم علاقه ای ندارم .
سوال
میخواستم ببینم شما وقتی مجبور بشین با یک تکنولوژی ای که دوستش ندارین کار کنین چکارا می کنین که یکم براتون قابل تحمل تر شه؟؟ (چقدر گفتم کار)

ممنون که تا اینجا خوندین :smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts:


#2

در تمام مراحل و بخشهای کار (تک تک functionها و featureها):

  • غر میزنم.
  • آلترناتیوهای عاقلانه پیشنهاد میکنم.
  • همیشه یادآوری میکنم که اگه این کارو با این آلترناتیو انجام میداد نتیجش اینقدر بهتر بود.
  • به سواد و میزان درک طرف توهین میکنم.
  • همواره بهش یادآوری میکنم که به خاطر تنبل بودنشه که داره از این آشغال استفاده میکنه و تمام دلایلی که تو ذهنش داره، ساخته‌ی ذهن خودشه و وجود خارجی نداره.

#3

خیلی عالی بود :wink::wink::wink: ینی منو ببین خیلی عالی بود
ولی خب این استاد گرامی اونقدر به بازی سازی علاقه داره که ترم پیش درس نظریه ی بازیها رو ارائه داده و توش بازی سازی درس داده توی دانشکده ی ریاضی
(دانشکده ی ما رشته ی علوم کامپیوتر نداره)


#4

ما معمولا به همه دانشجوها توضیح میدادیم که چه آت آشغالایی قراره واسمون یاد بدن بعد همگی اعتراض میکردیم تا قبول کنه حتی دربعضی موردا چند جلسه هیشکی در کلاسش حاضر نمیشد البته استادایی هم بودند که قبول نمیکردن و طبق شیوه خودشون میرفتن که تا آخر ترم بعضا حرف هایی واسه استاد میزدیم که استاد آب میشد میرفت زمین
باز با این همه ادامه میداد


#5

تا حالا ندیده بودم کسی رو در این زمینه اجبار کنند :scream:


#6

من مشابه چنین اتفاقی رو داشتم … ولی استاد رو راضی کردم من با پایتون کار کنم خلاف بقیه که با C# کار می کردن …
اتفاقا تنها کسی بودم که تمامی مسائل الگوریتمی که به قول خودش کسی نتونسته تا حالا سر کلاس همش رو حل کنه رو همون سر کلاس بهش تحویل می دادم …
یادمه امتحان آخر ترم گفت من نمی فهمم توی کدت چیکار کردی از کجا بفهمم کدت درسته یا نه … گفتم کاری نداره شما ورودی ها رو بدی من خروجی ها رو بهت می دم خودت ببین درسته یا نه :slight_smile:


#7

خیلی اجبار هم نیست ولی گزینه های دیگه اینه که یه سری درس عمومی بردارم که خب من اعصابم به شدت خرد میشه سر اون کلاسا


#8

من به این فک میکنم که یادگرفتن یه زبان جدید دید بهتری بهم میده.
بهرحال مزخرف ترین زبان های برنامه نویسی یه فلسفه ای پشت شون بوده.


#9

بله. یه فلسفه ای پشتشون بوده. ولی وجود فلسفه دلیل بر منطقی بودنش نیست.
به عنوان مثال فلسفه‌ی وجود زبانهای .net اینه که «برنامه نویس ویندوز، تو ویندوز بمونه و جای دیگه نره و سرور ویندوز بخره» و البته از اون مهمتر «هر زبون باحالی گیر آوردیم، یه visual یا یه # کنار اسمش بذاریم میشه مال ما. در حین مراحل تبدیل اسم هم یه کم خرابش میکنیم. کی به کیه؟ کاربرهامون دوسش دارن.»


#10

بدترین حالتش اینه که اشتباهات این زبانها رو متوجه میشی اگه یه روزی یه زبان جدید ساختی اونا رو تکرار نکنی : |