مهاجرت داخلی و ادامه تحصیل + شروع کار

مهاجرت

#1

سلام، برای اولین بار در زندگیم به خواطر محدودیت هایی که شهرستان دارم در ارتباط با کار برنامه نویسی تصمیم به مهاجرت به تهران رو داشتم،

هم به ادامه تحصیل مشغول بشم و همم توی شرکتی یا استارتاپی کار بکنم. (البته 2 3 ماه برای کارآموزی کنار گذاشتم)

ممنون میشم از نصیحت ها و تجربیاتتون استفاده کنم.


#2

دربارۀ برنامه نویسی سواد راهنمایی کردنتو ندارم ولی به طور کلی اگه برنامه نویسیت خوبه میتونی کشور های دیگه هم بری. من اگه مهارت داشتم، اونقدری که مطمئن بودم میتونم استخدام بشم یا پروژه بگیرم، فوری میرفتم. ولی اگه اصلاً نمیخوای کشور رو ترک کنی، تهران بهترین انتخابه. یعنی خوبه بین چندتا انتخاب بد! افزایش تورم و متقابل با اون افزایش حقوقت رو هم در نظر بگیر، ببین با این معادله ای که یه طرفش مدام زیادمیشه و یه طرفش ثابت میمونه، میصرفه بمونی یا نه…


#3

میتونستید حدس بزنید که من اصلا تجربه کاری ندارم و بنظر من کسی که تجربه کاری نداره مهاجرت به خارج کار احمقانه ای میتونه باشه.

من دنبال یه جامعه و نتورکینگ و کار کردن بصورت واقعی هستم که توی شهرخودم چنین امکاناتی وجود نداره، مشکل از اونجا سرچشمه میگیره که هردفعه شروع میکنم به یادگیری مسائل برنامه نویسی در یه جاهایی دیگه نمیتونم ادامه بدم دور و برم هیچ منتوری وجود نداره (برنامه نویس وجود نداره، منتور که چی بگم دیگه…)

تنها راهم فریلنسینگ هست که واسش باید تقریبا یک حرفه ای بود چون بازار خیلی رقابتی داره و منه آماتور حرفی ندارم. (همچنین واسه فریلنسینگ هم معمولا پروژه ها طوری هستند که یک نفری نمیشه کار کرد)


#4

سلام. :slightly_smiling_face:

من خودم رو مثال میزنم که برات عینی باشه :

  • من اولین کامپیوترم رو وقتی سال دوم دبیرستان بودم خریدم! یه روزگاری بود که شگفت انگیز ترین کاری که با کامپیوتر بلد بودم انجام بدم عوض کردن تصویر پس زمینه Windows XP بود. هنوز هم اون ۲ تا عکس چمنزار و اون عکس نارنجی رنگ پاییزی Windows XP رو یادمه و اون حس و حال خوب.

  • بعضی وقت ها روزی چند بار به پسر عمم زنگ میزدم که کارهای کوچیکی مثل Copy و Paste کردن رو یاد بگیرم.

میخوام بگم که هر کسی که به یه جای خوبی رسیده بالاخره از یه جایی شروع کرده، هر کسی به سختی و سردرگمی برخورده، هر کسی هم به نا امیدی هایی رسیده خیلی وقت ها، کسی سریع و به آسانی حرفه ای نشده.

اگه میخوای حرفی برای گفتن داشته باشی من ۲ تا پیشنهاد دارم :

  1. از پایه و اساس شروع کن، فقط اگه یه base قوی داشته باشی میتانی پیشرفت کنی، همه چی روی اون base قوی بنا میشه.
  2. وقتی حس و حال بد میاد سراغت به خودت بگو که هرکسی که به یه جایی رسیده اونم از این سختی ها و سردرگمی ها و نا امیدی ها گذشته.

مطمئن باش اگه به تلاش کردن ادامه بدی یه روز خودت حرفه ای میشی.

راجع به رفتن به تهران :
من خودم قبل اینکه خارج از ایران برم به جز کرمانشاه هیچ جایی نبودم و نرفتم، مستقیم بعد از دبیرستان رفتم سربازی و بعد از اونم تو همون کرمانشاه و اتاق خودم انقد مطالعه کردم و تمرین کردم و چیز میزای مختلف ساختم که به یه حد خوبی رسیدم بعد از یه مدت. الانم هم ایران میرم هم خارج از ایران، هم ایران کار میکنم هم خارج از ایران. (البته من عاشق ایرانم و هیچوقت ایران رو ول نمیکنم برم جای دیگه، جای دیگه فقط برای کار میرم و میام و به هیچکسم نمیگم از ایران بره).

از دید من برای پیشرفت کردن تنها چیزایی که لازمه یه اتاق و یه میز و یه سری کتاب عالی و صبر و شور و شوقه.
حالا این اتاق چه تو کرمانشاه باشه چه تو شهر دیگه چه تو جنگل یا کویر.
وقتی تو عاشق یه چیزی باشی و بشینی کتابی که تو هیچکدام از دانشگاه های top ایران هم درس نمیدن رو با علاقه بخوانی صبر داشته باشی و پشتکار، مطمئن باش به جایی میرسی که همه خواهانت باشن.
پس من فکر میکنم اول خودت رو به یه درجه نسبتا خوبی برسان که برای یه پروژه بودنت ارزشمند باشه.

این جمله خیلی جالبه که :‌
Become so good that they can’t ignore you.

یه چیزی رو اضافه کنم :
الان من کرمانشاهم و ساعت هم ۵ صبحه، یه کتاب راجب Cryptography پیدا کردم انقد جالب بود که یادم رفته بخوابم!

به چیزی اجازه نده فکرت رو بهم بزنه، کاری که عاشق انجام دادنشی رو انجام بده و حالش رو ببر، صبر داشته باش و ادامه بده، با توجه به اینکه آدم متفاوتی هستی مطمئنم اگه بخوای از حرفه ای هم حرفه ای تر میشی.


#5

آموزش نصب ویندوز


#7

این قسمت صحبتت خیلی بم امید داد. خودم اینطور فکر میکردم ولی حالا که دیدم یه برنامه نویس اینو میگه واقعاً انرژی گرفتم.


#8

درود ببیند من به عنوان کسی که تو یه شهرستان کوچیک و کاملا محروم و محدود بودم و الانم هستم شما رو درک می کنم ینی از زمانی که برنامه نویسی رو شروع کردم حداقل 14 سال می گذره و جالب اینجاست هنوزم تو شهر ما شاید خیلیا اصلا نمی دونن برنامه نویسی و حوزه های it چیه حالا شما در نظر بگیر زمانی که من شروع کردم چه وضعیتی بود تو اوج محدودیت برنامه نویسی رو یاد می گرفتیم حتی به زور یه کتاب برنامه نویسی اونم داغون و پر از اشتباه ترجمه و سینتکس و مفاهیم پیدا می کردیم تازه یه چیزی یاد بگیریم هیچ کس و یا منبعی هم صرفا نبود رفع اشکال کنیم اما همین محدودیت ها خیلی چیزارو به من یاد داد که هر چقدر محدود و محروم باشی قدرت تفکر و تلاشت می ره بالا

خلاصه هر جا محدودیتی هست دنبالش یه جهش بزرگ هم هست پس همیشه محدودیت هارو به فرصت تبدیل کنید

در مورد رفتن به خارج از ایران صرفا یادگیری و کار و پیشرفت و درآمد مهم نیست اصل قضیه بحث دوری از خانواده و وابستگی و این مورد ها هست بتونید باهاش کنار بیایید اگر مشکلی از این قضیه ندارید به نظرم برید خیلی بهتره چون خیلی از دوستان شخص بنده به کشورهای مختلف رفتن و خیلیم موفق هستن

بحث یادگیری برنامه نویسی و مباحث مختلفم با این همه منابع متنوع آموزشی و رفع اشکال قابل حله و کم کم تجربشم بدست می یارید در هر صورت اول هدف اصلیتون رو مشخص کنید بعد نسبت به شرایط ، وضعیت و موقعیت زندگی خودتون برنامه ریزی و تصمیم گیری کنید موفق باشید


#9

من با شما کاملا موافقم، اصلا لازم نیست حتما توی بزرگترین شهر دنیا زندگی کنیم که بتونیم پیشرفت داشته باشیم، با وجود منابع اینترنی و شبکه های مجازی بهتره برای خودمون بهانه تراشی از این دست نکنیم و تمرکزمون روی یادگیری و تولید نمونه کار باشه