نسل جدید کامپیوترها، خودشان را برنامه ریزی می کنند !

خوب چون که توماج جان گفتن یک تاپیک جدید برای این موضوع باز کردم.به نظر شما چقدر با این موضوع (نسل جدید کامپیوتر ها) فاصله داریم و چه تاثیری روی زندگی ما میزاره؟ لطفا نظراتتون رو راجع بهش بگید.
این هم یکی از فیلم های جالبی که من درباره هوش مصنوعی دیدم .
نسل جدید کامپیوترها
و کاش قسمتی هم برای هوش مصنوعی اضافه میشد
دوست دارم نظرات @toomaj جان و @lxsameer عزیز رو در این باره بشنوم

3 پسندیده

نسل جدید کامپیوتر ها فکر کنم خیلی دور نیست IBM اعلام کرد که 2020 یه مغز توی جعبه، رو میسازه .
راستش چیزی که معمولا کسی بهش توجه نمی کنه اینه که فقط هوش مصنوعی نیست که داره پیشرفت میکنه ، علوم اعصاب هم داره خوب پیش میره و شرکتایی مثل Kernel و Neural link هدف های خیلی خفنی دارن . به نظر من عقب افتادن ما از کامپیوتر ها خیلی طول نمیکشه تا بتونیم مغزمون رو دستکار کنیم تا باهوش تر بشیم یا شایدم کامپیوتر ها رو به خودمون وصل کنیم (که اینجوری عملا بخشی از ما محسوب میشن)

3 پسندیده

درسته ! ادما هم دارن باهوش تر میشن
و این کار باعث میشه ادما ایده پردازیهاشون رو عملی کنن وقتی که راحت بتونن هر برنامه و یا هر چیزی که دوست دارن بسازن

3 پسندیده

کامپیوترها باهوشتر نمیشن.
کامپوترها فقط میتونن یه کاررو انجام بدن و اتفاقی که داره میفته اینه که سرعتشون توی انجام اون کار بیشتر شده پس میتونن اون میزان بیشتری از اون کار رو توی یه بازه‌ی زمانی انجام بدن.

کامپیوترها فقط میتونن عمل جمع دوتا عدد رو انجام بدن.
با استفاده از این میتونن عمل تفریق و ضرب رو انجام بدن.
با استفاده از این میتونن عمل تقسیم رو انجام بدن.

حالا اگه یه کامپیوتری میتونه رادیکال بگیره، از طریق همین جمع و ضرب و تقسیم و تفریقه. نه چیز دیگه ای!
اگه کامپیوتری میتونه انتگرال حساب کنه هم همینطور.
اگه کامپیوتری میتونه از روی یه سری دیتا یه الگوریتمی رو استخراج کنه به خاطر اینه که میتونه یه سری محاسبات ریاضی خیلی زیاد رو انجام بده.
اگه میتونه از داخل یه دیتابیس که توش دست‌خط ۱۰ملیون انسان وجود داره، یه الگوریتم برای شناسایی دست‌خط پیدا کنه، همش به خاطر یه عالمه if و else هست که ما‌ (برنامه نویسها) اونها رو نمینویسیم، خود کامپیوتر اونها رو مینویسه. اینقدر if و else مینویسه تا نتیجه‌ی پردازش این شرطها به پاسخ صحیح نزدیک بشه.

شبکه‌های عصبی چیه؟؟؟
مجموعه‌ای از شرطهاییه که کامپیوتر با آنالیز دیتا و با تست حالتهای مختلف به اون رسیده! آیا چیزی غیر از اینه؟ من توی هوش مصنوعی و شبکه‌های عصبی حرفه ای نیستم. ولی فکر نمیکنم حرفه‌ای ها هم چیزی غیر از اینی که الآن گفتم درک کرده باشن.


کامپیوترها اینطوری هومند نمیشن.
زمانی هوشمند میشن که ما (سازندگان کامپیوتر) هوشمند بشیم.

تا کی میخوایم روی چیزی که بوده کار کنیم و سریعترش کنیم؟ این بنایی که ما داریم مرتفع میکنیم، روی «سیم» بنا شده!
سیم یا برق توش داره یا نداره. یا 0 هست یا 1
آیا تکنولوژی امروز هم مثل ۷۰-۸۰ سال پیشه که فقط سیم در اختیار داشته باشیم؟
فکر نمیکنید لازمه «چرخ رو دوباره اختراع کنیم» ؟

7 پسندیده

باهاتون موافقم
انسان ها در برابر ماشین ها خالق محسوب میشن ولی باز هم وضع روز به روز پیچیده تر میشه!

1 پسندیده

تو مرحله پروسس و استخراج الگوریتم . شرط ندارن شبکه های عصبی . فقط تو مرحله کلسیفای و اینکه درسته یا نه دارن …
قدیم هم میشد شرط نوشت … اما هزاران سال طول میکشید شاید… تا یه الگوریتم هوشمند بوجود بیاد با پرفورمنس افتضاح …

اساس هوش چند تا چیزه : حدس(تصادف) , بازگشت , آمارسنجی , جبر

اینکه کامپیوترا همونن ک بودن(0 , 1) این مسئله رو تغییر نمیده ک میتونن بشر یا کار هاشو تهدید کنن
نسل جدیدشون هم ک گوگل و D-wave و ibm دارن روش کار میکنن(کوانتومی) ک 3 حالت مختلف داره در لحظه(اگه 0,0 رو در نظر نگیریم) (1,1 - 1,0 - 0,1) یه حساب سرانگشتی(با فاکتوریل) انجام بدی میبینی ک صدها یا شاید هزاران برابر چیزی ک الان وجود داره سرعت و قدرت داره …

3 پسندیده

پس موافقید که کامپیوترها باهوش نشدن! با کامپیوترهای اولیه هم میشد شبکه‌های عصبی درست کرد. حالا سایزش میشد اندازه‌ی یه کشور و مصرف برقش چند برابر کل دنیا میشد ولی «میشد اینکارو کرد»

-آیا واقعا کامپیوتر حدث میزنه؟
+نه! فقط تاس میندازه!
-آیا میدونه آمارسنجی یعنی چی؟
+نه! فقط از یه سری دیتا میانگین میگیره :joy:

بحث من این نیست که بشر رو تهدید میکنه یا نه. از اونایی نیستم که فیلم ترمیناتور میبینن از آینده میترسن. من میدونم آینده چه اتفاقی قراره بیفته چون خودم دارم میسازمش :sunglasses: (من و شما و همه‌ی کسانی که در زمینه‌ی تکنولوژی کار میکنن)

خوب اینم باز همون کامپیوتر باینری خودمنه که سیمش یه کم پیشرفته تر شده و ۳تا حالت میگیره. سایزشم کوچیکتر شده که طبیعیه، همیشه داره کوچیکتر میشه از ۷۰سال پیش تا الآن.
واقعا جهشی نمیبینم!!! درسته که سرعت به طرز باورنکردنی بالا میره ولی جهش این نیست!

نمیدونم چطوری میتونم منظورمو برسونم.

2 پسندیده

خب نیازی نیست ک از این فراتر بره!! … تمام علمی ک شما از ریاضیات سطوح بالاتر میدونی از همین “هست , نیست” , اعداد ,جمع , ضرب , تقسیم اومدن … و قابل برگشت هستن روی همینا …

این جهشه ک شما روی همون چیزی ک بوده … نتایج و پروداکت های بهتری بسازید …
با تعریف شما هیچ جهشی از میلیون ها/میلیارد ها سال قبل رخ نداده … چون همه چیز از یه نقطه و “تکثیر تصاعدی یک سلول” ساخته شده و میشه و خواهد شد … .

1 پسندیده

حالا بماند که سخت افزار های نسل جدیدی تو ژاپن قراره ساخته بشن که حروف رو درک میکنن بدون لایه باینری… یا یه چیزی یه نفر گفت مبنی بر سخت افزار های OO !! (اینا رو صرفا نقل و قول کردم . خودم پیگیرش نشدم)

1 پسندیده

نیاز.
همینی که الان داریم هم «نیاز» نبود. ولی ساختنش.

نیاز نیست چرخ دوباره اختراع بشه، ولی هر بار که چرخ مجددا اختراع شد، رسیدیم به یه جهش.


حرف من (هرچند غیر منطقی و احمقانه) اینه که «آیا پایه ای که برای کامپیوترهای امروزی وجود داره، صحیح ترین پایه ی ممکنه؟» یا خشت اول رو کج گذاشتیم.

اصلا ریاضیات چی هستن؟ یه سری چیزهایی که چون نتونستیم نقض کنیم و تونستیم با یه سری چیزهای هم جنس خودش اونها رو اثبات کنیم، قبول کردیم که درست هستن.
اگه درست بودن که 2+2=3 نمیشد. (اشاره میکنم به یه سری راه حل هایی که کاملا صحیح هستن ولی به جواب اشتباه میرسن)

چون دوتا گوسفند در کنار سه تا گوسفند، میشد ۵تا گوسفند؛ پس اجداد ما فهمیدن ۲ به اضافه ی ۳ میشه ۵.
بر پایه ی همون، تمام ریاضیات شکل گرفت.

1 پسندیده

فقط از فرض اشتباه میشه به این نتیجه اشتباه رسید … در واقع سفسته و مغلطه هست: ) منطق هیچوقت زیرسوال نرفته , صرفا توجیح های بی اساس بوده ک خواسته منطق رو زیرسوال ببره … درحالی ک منطق اولین فرض رو میزاره بر هیچ … و یا چیزی ک هست …

لابد نیاز بوده ک ساختنش … چون بدرد من و شما نمیخوره(هنوز بهش احتیاج پیدا نکردیم) دلیل بر ناکارامد بودنش نیست…

به نظرم زیاد مهم نیست جواب این … چیزی ک مهمه اینه ک حتی اگر اشتباه هم بوده باشه … نتیجه ای ک تا امروز داشته این بوده ک زندگی من و میلیارد ها انسان رو راحت تر کرده … بر همین پایه . کلی علوم و نتیجه بوجود اومده ک توجیه کرده وجود خیلی چیزا هارو … و دلیلشون شده …
و بودن اینها , اختراع چرخای بهتر رو نقض نمیکنه…

2 پسندیده

حس میکنم داریم یه چیزو میگیم :sweat_smile:

قبول دارم. کاش میشد مغزهامونو به هم sync کنیم. کلمات راه سختی برای بیان چیزیه که واقعا بهش فکر میکنیم. یه جور encode هست که هرکسی decoder خودشو داره و خروجی دیکد، دقیقا مثل ورودی انکد نیست :joy:

نه نیاز نبوده صرفا ساختن چون فکر میکردن میشه ساخت. فکر میکردن میشه یه دستگاهی ساخت که دوتا عدد رو با هم جمع کنهه. خیلی چیزها تا ساخته نشن آدم نمیفهمه که بهشون نیاز داره.
بنابر این مطمئنم اگه یه چیز دیگه ساخته بشه صرفا به خاطر اینکه میشه اونو ساخت (بدون نگاه به چیزهایی که قبلا ساخته شده) شاید فردا چند نفر بیان بگن «چقدر این خوبه. اگه نبود ما الآن چیکار میکردیم؟»

دفعه‌ی بعد که داشتم js دیباگ میکردم، به این حرف فکر میکنم :joy: (شوخی)

قربون شما برم. (از کسایی که جبهه نمیگیرن خوشم میاد)


بگذریم.
یه مطلب دیگه درمورد هوش!
به نظر من (یادآوری میکنم که نظر من از آسمون نازل نشده. تحت تاثیر چیزهاییه که دیدم و شنیدم. حرفی که الآن میزنم original نیست مسلما!)، «هوش» مثل یه نویز نیست که صرفا «کم» و «زیاد» داشته باشه. مثل یه سمفونی هست. متشکل از یه عالمه نویز که در کنار هم یه موسیقی رو میسازن.

پس نمیشه گفت من باهوشتر هستم یا شمایی که الآن این متن رو میخونید.
میشه گفت «من توی محاسبات عددی از شما باهوشتر هستم و شما توی مسیر یابی در خیابان.»
میشه گفت «من توی ورزش (کنترل دقیق عضلات خودم) از شما باهوشتر هستم و شما توی آزمایشهای شیمی.»

درمورد کامپیوتر هم همینطوره.
گوگل توی حفظ کردن متنهای یه وبسایت خیلی باهوشتر از منه.
یوتیوب توی حفظ تصاویر.
ماشین حساب موبایل من توی انجام اعمال ریاضی.
شامپانزه های فلان جنگل توی پیدا کردن غذا.

ولی نمیشه گفت اینها از من باهوشتر هستن. شاید اگه تمام فاکتورها رو در نظر بگیریم، مجموع (میانگین) امتیاز هوش من توی همه چیز (منظورم تست iq نیست) خیلی بالاتر از الگوریتم فیسبوک باشه. (که میتونه بفهمه دو نفری که توی فیسبوک عضو نیستن آیا توی دنیای واقعی با هم دوست هستن یا نه!)

حالا برگردیم سر اصل مطلب. عنوان مطلب اصلی این صفحه اینه که کامپیوترها خودشونو برنامه نویسی میکنن.
کاملا باهاش موافقم. کامپیوترها توی برنامه نویسی کردن از من باهوشتر هستن (پتانسیلش رو دارن. اصلا قبول ندارم که neural networks ربطی به هوش داشته باشه. صرفا میلیاردها احتماله که اونی که به جواب نزدیکتر بوده رو ثبت کرده. خسته نباشه :neutral_face:)

حرف من اینه که شامپانزه‌های فلان جنگل، نسبت به محیط اون جنگل، native به حساب میان. پس بهتر از هر جاندار یا بیجان‌(کامپیوتر) دیگه‌ای، توی پیدا کردن غذا موفق هستن.
همین مثال رو تعمیم (درست نوشتم؟) بدیم به دنیای کامپیوتر. خود کامپیوتر نسبت به خودش native ترین حالت ممکنه. پس میشه گفت برای برنامه نویسی یه کامپیوتر، بهترین گزینه خود اون کامپیوتره!
وقتی من دارم برای یه کامپیوتر برنامه مینویسم، دارم زور میزنم محیط اون کامپیوتر رو درک کنم. دارم زور میزنم اون زبون برنامه نویسی رو درک کنم. درسته که با ۲ماه برنامه نویسی، خیلی نسبت به اون زبون روان و راحت میشم ولی باز هم یه لایه‌ی پردازشی بین مغز من و کامپیوتر وجود داره. بگذریم از اینکه من باید حواسم به این باشه که قهوه‌ی روی میزم سرد نشه و نفس کشیدن رو فراموش نکنم :wink: ولی کامپیوتر تمام نیازش مربوط به خودش میشه (نیاز نداره زمینه‌های جانبی هوش و تفکر رو پردازش کنه)

بنابر این،‌ موافقم که نسل جدید کامپیوترها خودشان را برنامه نویسی میکنند.
ولی کاملا مخالفم که اینی که الآن جلوی من داره برق مصرف میکنه، ربطی به نسل جدید کامپیوترها داشته باشه. (حداقل از نظر نرم‌افزاری)

به نظر من (۹۰درصد احتمال میدم این نظرم اشتباه باشه) نزدیکترین راهی که برای رسیدن به «نسل جدید» داریم، meta programmingـه.
حداقل اینو مطمئنم که از ریختن میلیاردها تاس برای رسیدن به «جفت شش» (شبکه‌های عصبی) منطقی‌تر و مستقیم‌تره.

1 پسندیده

ولی من میگم نیازش ایجاد شده خیلی چیزا … تا ساخته بشن (من به شخصه موقعی به فکر متا پروگرمینگ و هوش افتادم ک . از کارای تکراری تنفر پیدا کردم … و گفتم چقد خوب بود ک مغزمو کپی کنم و بجای من کلی کار تکراری رو بکنه)

عزیز متاپروگرمینگ روش پیش پا افتاده ای هست نسبت به هوش مصنوعی : ) توی متا پروگرمینگ… شما یه روش مستقیم در اختیار داری ک به کامپیوتر میدی و اونو جلو میره … .
هوش صرفا نزدیک ترین احتمال رو انتخاب نمیکنه … هوش از روی اون میلیارد ها احتمال و دیتا … روش و الگوی خودشو ثبت میکنه … و اینجور میشه ک گری کاسپاروف . .بعد از سال ها قهرمان بی رقیب موندن … به ی بازی کامپیوتری میبازه … (چون فارغ از اینکه جلوش گری کاسپاروفه یا من … هزاران نفر رو دیده بازیشونو . . و از روی یه حرکت … تقریبا همه حرکت ها و احتمالات بعدی رو میبینه(ک برای من و شما شاید ممکن نباشه اینهمه رو تو مغزمون نگه داریم یا اصلا بهش فکر کنیم) ) … .
هوش خیلی گستردس… منم قبل از اینکه توش عمیق بشم … فک میکردم انقد سادس … …
و بقول اقای سام … دیپ لرنینگ عین جادو جمبله :smile:

2 پسندیده

به نظر من برعکس! هوش مصنوعی پیش پا افتاده و سادست.
ایشالا به راه راست هدایت بشم :sweat_smile:

اصلا نباید توی این زمینه‌ها نظر بدم. من اینکاره نیستم. فقط یه سری زدم به این وادی‌ها. البته خیلی دوست دارم عمیق‌تر بشم و سعی میکنم مسیر رو طوری تنظیم کنم که به زودی شیرجه برم توی آب‌های عمیق deep learning و این مباحثی که تا حالا فقط در حد hello world باهاشون کار کردم.

هوش یه تلفیقی از روانشناسی… نورو ساینس … بیولوژی … کامپیوتر… ریاضیات هست …
توصیه میکنم کتاب “emotion machine”(ماشین احساس) اثر ماروین مینسکی بزرگ رو بخونی : )

1 پسندیده

میدونم. مباحث خیلی زیادی درگیر شدن و روی پایه‌ی هوش مصنوعی قرار گرفتن تا دقیقتر و عقلانی‌تر بشه.
منظور من ذات مساله بود. اینکه به کامپیوتر بگیم «بشین خودت ببین چیکار میتونی بکنی. من برم فیلم ببینم بیام.»

چیزی که الآن از شبکه‌های عصبی مونده اینه که دوتا لایبرری صدا میزنیم و یه عالمه دیتا میریزیم توش. خودش شروع میکنه به تست کردن حالت‌های ممکن و به هر نود یه ارزش میده و اون ارزش‌ها رو کم و زیاد میکنه تا میفهمه هر نود چقدر موثر بوده توی ارتباط بین سوال و جواب.

وگرنه کاملا موافقم که پشت صحنه‌ی هوش مصنوعی (مثل پشت صحنه‌ی هر چیز دیگه‌ای توی دنیای کامپیوتر) سالها فسفر سوزونده شده توسط نوابغی که هر حرفی بزنم، بیشتر بیسوادی خودمو به رخ کشیدم.

2 پسندیده

همونطور ک گفتی الان هوش خیلی راحت شده … اما درک پس زمینه و “مدل سازی” از دیتاهایی ک داری . اینکه مشخص کنی چی میدی و چی میخای تحویل بگیری مشکله …
و نکته مهم هوش اینه ک یواش یواش مغز خودت تاب برنداره :sweat_smile: … یک سری مدل ها و مباحثی ک مطرح میشن مثل هیلتون … مثلا 30سال بعد رو میبینه … و اگه بری تو نخش .ممکنه سالم بیرون نیای : )

2 پسندیده

آخ من عاشق اینجور سیاه‌چاله ها هستم :star_struck:
اصلا هدف من از برنامه نویسی این نیست که فلان پروژه رو انجام بدم یا ثابت کنم چقدر باهوشم.
هدفم دقیقا اینه که ثابت کنم چقدر هیچی بلد نیستم! هر چیزی که سمتش رفتم به نوعی نتیجش این بود که فهمیدم هیچی نمیدونم و اصلا آدمی نیستم که با چیزهایی که راحتم کار کنم.
دیروز رفتم سراغ یادگیری ادیتوری به نام ed. دلیلش هم واضحه. چون هیچی ازش نمیدونستم و شبیه چیزهایی که باهاشون کار کرده بودم نبود. دیوونه هم خودتونید :upside_down_face:

2 پسندیده

الان بیا یه روش درستو حسابی بگو ک از kivy بیلد بگیریم :joy: چند گیگ نتم رفت … برداشت خودش پایتون2 نصب کرد با کلی دپندنسی… اخرشم ارور داد